تبلیغات
ایران آریایی
تمدن ایران زمین

حکومت مادها

به این سول که مادها چه زمانی به فلات ایران آمدند،جواب محققی نمی توان داد.اما می دانیم مردمانی بودند آریائی نژاد که در ابتدای قرن هفتم یا آخر قرن هشتم ق.م دولت ماد را تاسیس کردند.هرودوت گوید:

آسوری ها در آسیای علیا پانصد سال حکومت کردند.اول مردمی که سر از اطاعت آنها پیچید مادی ها بودند.این ها برای آزادی جنگیدند و گویا رشادت ها نموده و از قید بندگی نجات یافتند.عده طوایف مادی شش است:



بوس ها ،پارتاکن ها ، ستروخان ها ، آری سانت ها ، بودی ها و مغ ها.این شش قبیله قبل از دیوکس(نخستین پادشاه ماد)زندگانی سیاسی،اجتماعی جداگانه داشتند که بعد ها ملتی واحد شدند.هرودوت تعداد شاهان ماد را چهار دانسته که به ترتیب:

دیوکس(708-655ق.م).

فرورتیش(655-633ق.م).

هوخشتره(633-585ق.م).

آستیاگس(585-550ق.م).

دیوکس پسر فرااورتس دهقانی بود که مانند سایر مادی ها در دیه می زیست و به سبب کفایت و عدالت خواهی طرف رجوع عامه شد و بعد ها به تصمیم مردم پادشاه شد.

در ابتدا همدان را انتخاب کرد تا قراولان و مستحفظینی شهر را تاسیس کنند.هفت قلعه اولین مکان بود که رنگ های مختلف و معین ساخته شد.تاریخ شهر همدان یه قرن یازدهم قبل از میلاد صعود می کند.

پادشاه آسور به آن  امدانه(Amadana)و در کتیبه های هخامنشی هگمتان و هرودوت اسم  آگباتان را آورده است.

بعد از دیوکس پسرش فرورتیش به تخت نشست.در ابتدا سیاست پدر را در پیش گرفت و می دانست که ماد هنوز چندان قوت نیافته  که خود را از قید آسور نجات دهد،بنابراین مرتبا باج به آسوری پرداخت.پس از آنکه شاه ماد پارس را مطیع ساخت با این مردم جنگی به مطیع ساختن دیگر مردم فلات ایران پرداخت.شاه ماد مملکت خود را وسیع دید و نخواست دیگر از آسور تمکین کند و خراج گذارد غافل از اینکه قوای مسلح ماد هنوز آنقدر ورزیده نبود که بتواندبا آسورهای جنگی که تمام ملل آسیای پیشین را عاجز کرده بودند مصاف دهد.بر اثر این اشتباه مادی ها به آسور حمله کردند شکست خوردند و شاه هم در حین جنگ کشته شد.مدت سلطنت او 22 سال بود.

هوخشتره در کتیبه ی بیستون داریوش آمده است.او بعد از پدرش به سلطنت رسید و پیاده نظام مسلح و کارآمدی تشکیل داد.او با سپاهی کارآمد به آسور حمله کردو بالاخره سردار آسوری شکست خورد و قشون ماد در دفعه دوم داخل آسور شده نینوا پایتخت آسور را محاصره کردند.چون معلوم بود که بواسطه استحکامات نینوا محاصره آن به طول می انجامد هوخشتره دستور دادجلگه های حاصلخیز آسور را غارت و خراب کنند زیرا تصمیم گرفته بود دشمن را منهدم سازد و نام آسور را از صحنه روزگار محو کند.که این کینه به جهت مظالم آسوری ها در حق مادی ها بود است.در همین حال خبر حمله سکاها در اطراف آذربایجان و صفحات مجاور به گوش شاه رسید و ناچار محاصره را شکست و به حفظ مملکت پرداخت.در نزدیکی دریاچه ارومیه با سکاها مصاف یافت و شکست خورد و سکاها چون می دانستند آسور هم ناتوان است به جای جای فلات حمله و تا دریاچه مدیترانه پیش آمدند.

پادشاه مصر هدایایی برای سرداران فرستاد تا وارد مصر نشوند.سکاها در مدتی زیر 28 سال در این مکان ماندند.

هوخشتره با تجدید قوا پس از آنکه سکاها را از بیرون راند،باز به اجرای خیال دیرین خود،یعنی انقراض آسور پرداخت.آسور که در نیمه قرن قفتم ق.م یعنی تقریبا چهل سال قبل از انقراض به اوج عظمت خود رسید به طوری که مصر مطیع شد،لیدیه پست گردید،دولت عیلام دشمن موروثی آسور کاملا ویران گشت و اینک در مقابل اتحاد بابل و ماد قرار گرفت.مادی ها،بابلی ها پس از سقوط آسور ممالک آن را بین خود تقسیم کردند.

از خصایل اخلاقی هوخشتره استمرار،تلاش،و پشتکار او بعد از شکست های اول از آسور و سکاهاست.بی شک نام او در میان پادشاهان ماد باقی خواهد ماند.

بعد از هوخشتره پسرش آستیاگ(اژدی هاک)به تخت شاهی نشست.دولت ماد بزرگترین دولت آسیای غریب به شمار می رفت و ابهتی که هوخشتره به ماد داده بود تا آغاز تصمیم گیری های آستیاگ ادامه یافت.

ماد برای توسعه نیاز به حمله به دولت لیدی و بابل را داشت.دولت اولی به واسطه زحمات آلیات و کروزوس قوی بود.با یونانی ها و مصر روابط خوبی داشت  و به علاوه دختر آلیات ملکه ماد بود.

بابل هم پادشاهی داشت به نام بخت النصر فعال و با اراده و در افتادان با چنین شاهی به صلاح ماد نبود.به خصوص خواهر آستیاگ ملکه بابل به شمار می رفت.از طرف دیگر لیدیه و بابل هم چون  قوت ماد را می دیدند نمی خواستند بهانه ای برای جنگ ایجاد کنند.این بود که تقریبا سی سال جنگی روی نداد و بخت النصر بابل را تقویت کرد و مجددامقام سابق خود را یافت و عروس شهر ها و پایتخت آسیا شد.پس از بخت النصر کاهنان بابل شخصی به نام نبونید را بر تخت شاهی نشاندند.

در این برهه از زمان ماد فرصت را برای کشور گشاییمناسب دید و اگر کوروش کبیر بر پادشاه ماد خروج نکرده بود جنگ ماد و بابل ادامه می یافت.به طور کلی در زمان سلطنت مادها هگمتانا(همدان)پایتخت بود و ایالات آتروپاتن،ری،ارمنستان،کاپادوکیه،هیرکانیا،پارتا،و باختر و بعدها پارس در گرده ی حکمرانی آن ها واقع بود.در سنگ تراشی های برجسته تخت جمشید مشاهده می شود قیافه مادی ها از لحاظ اندام و شکل با پارس ها تفاوت نداشته.مردمانی سفید پوست با موهای بلند و قیافه آریایی و چشمان تیز و سینه فراخ و کمرباریک بودند و زنان آنان نیز زیبا و خوش اندام بوده اند.

راجع به تعلیم و تربیت مادها اطلاعات زیادی در دست نیست چون سنگ نوشته ها به مانند هخامنشیان تا اکنون یافت نشده ولی در کل مردمی آرام بودند.پادشاهان مادی دفاتر شاهی یا سال نامه داشتند که وقایع و گزارش های کشوری در آن ظبط می گردید،که امروزه چیزی از آنان باقی نمانده است.

مادها اگر جه از حیث تمدن پست تر از همسایگان سامی خود بودند ولی از حیث اخلاق برتر از آنانند و مانند زعمای آشوری به خونریزی و خرابی رساندن به ممالک دیگران حریص نبودند.آنان در مهارت های ورزشی و اسب سواری و تیر اندازی در دنیای قدیم مشهور بودند.مادها خطوط میخی را از آشوری ها اقتباس کردند و بر طبق تحقیقات نوین الفبای 39 حرفی را آنها از خطوط میخی آشوری ساختند.خطوط میخی از مادها به پارس نیز منتقل شد.

دیولافوای کاونده فرانسوی در شوش آثار تمدن قدیمی متعلق به دوره سلطه پیش از پارس ها را کشف نمود و در کاوش های حوالی همدان(شیرسنگی همدان-این شیر تا 930 میلادی برپا بوده است)و نیز سنگ تراشی هایی به دست آمده که منسوب به عصر مادی(نزدیکی سرپل ذهاب دخمه ای است که دکان داود نام دارد و صورت برجسته مردی "مغ" در سنگ کنده شده) بوده است.

معلوم است که صنایع گوناگون فرعی مانند کاشی کاری و نجاری و سنگ تراشی در ساختمان ها به کار می رفته است.بر اساس باور دانشمندان در کاوش های دوره ماد نامی از اهورامزدا برده نشده و حضرت زرتشت از میان مغان ماد برگزیده شده و چون در دیار خودش گرامی داشته نشده و به سخنانش گوش ندادند جلای وطن نموده و به دیار هم کیشان و هم نژادان خود در باختر(بلخ)به مشرق ایران رفت و اندرزهایش مورد توجه ویشتاسب( یا گشتاسب پدر داریوش بزرگ)که والی یا پادشاه بلخ بود واقع گردید.ویشتاسب از زرتشت حمایت کرد و آئین او عمومیت یافت.

حادثه ظهور زرتشت از زمانی واقع شد که مغ ها عقاید آریائی خود را با خرافات پست و سحر و جادو آمیخته بودند و وضعیت روحی مردم ما پست شده بود و دربار شاهی ماد نیز به تجمل گرایی و خوشگذرانی پرداخته بود و سلطنت مادها در این دوره به تندی رو به انحطاط می رفته است.

در کل بزرگ شدن ماد در تاریخ مشرق قدیم دارای اهمیت است،چه آن زمان که برای اولین بار تسلط مردمان سامی نژاد را در آسیای غربی متزلزل کرده شالوده برتری آریان های ایرانی را در مشرق قدیم ریختند و دولت هخامنشی کاری را که ماد شروع کرده بود ادامه داد.با انقراض دولت ماد هیچ گونه تغییر اساسی در ساست داخله یا خارجه ایران روی نداد،فقط یک سلسله ایرانی جای سلسله ایرانی دیگر را گرفت و پارسی ها همان نقشه دولت ماد را که می خواست خود را به دریاها برساند تعقیب و اجرا کرد.