تبلیغات
ایران آریایی
تمدن ایران زمین

جشن شهریورگان

شهریورگان یا آذر جشن از جملهٔ جشنهای دوازدگانهٔ سال ایران باستان بوده‌است و از شمار جشن‌های آتش بوده است. روز چهارم از هر ماه به نام شهریور می‌باشد و چهارم ماه شهریور جشن شهریورگان می‌باشد. امروزه زرتشتیان این جشن را به عنوان روز پدر درنظر می‌گیرند.

به موجب یزدان‌شناسی اوستایی شهریور میان امشاسپندان یا ملائک و ایزدان شش گانه از لحاظ مرتبت و مقام دومین است. نخست بهمن و دوم شهریور. این نام در اوستا خشتر وئیریه آمده که جزء اول به معنی کشور و پادشاهی و جزء دوم به معنی آرزو شده می‌باشد پس رویهم به معنی پادشاهی یا کشور آرزو شده و مجازاً به مفهوم عام از آن بهشت نیز اراده شده‌است.

چنانکه همهٔ امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند این امشاسپند در جهان مینوی نمایندهٔ قدرت و شهریاری مطلقهٔ اهورامزدا و در زمین نگاهبانی و سرپرست فلزات و جنگ ابزارها و سلاح‌ها بدو محول است. ما نمی دانیم چرا شهریورگان از شمار جشنهای آتش به شمار می‌رفته‌است.

خشتروئیریه کلامی است اوستایی که صورت پهلوی و فارسی آن به ترتیب خشتریود و شهریور یا شهریر است که از دو بخش خشترو و ئیریه تشکیل شده است.بخش اول این کلمه دو جزیی به معنای سلطنت است و مملکت و پادشاهی بهترین تعبیر برای آن به شمار می آید و بخش دوم وئیریه به معنای آرزو شده در کنار بخش اول پادشاهی آرزو شده یا مملکت دلخواه را تشکیل می دهد.

در عالم بالا و عالم روحانی نماینده اقتدار و شکوه ایزدی خداوند است که کرامت خاص بر بندگان ارزانی می دارد و در عالم ماده پادشاهی فلزات یا نمایندگی حراست و صیانت از فلزات خصوصاً سیم و زر با اوست تا به واسطه کرامت،آنها را در میان آدمیان به گونه ای تقسیم کند که آثار فقر در هیچ بخشی از زمین باقی نماند.

به بیان دیگر صورت مادی شهریور ((نگاهبان فلزات))رسالت دستگیری از فقرا و دردمندان را بر عهده دارد.

مطابق مستندات اوستا،شهریور هر آنکه سیم و زر را پاس ندارد و گرامی نشمارد محبوب نداشته و عنایت خاص به او مبذول نمی دارد و او را بد می انگارد.

فرشته شهریور در روز شهریور از ماه شهریور به عبارت ساده تر در چهارمین روز از ششمین ماه سال در تقابل دیو سئورو sauru که دیو سلطنت بد و آشوب و مستی است قرار می گیرد تا از کرامات خویش در خصوص حمایت از محرومان دفاع کند و در این روز تنها دعا و نیایش آدمیان و حمایت مومنین از شهریور است که بر او نیروی مظاعف می بخشد تا به این واسطه مشیت الهی اهورامزدا بر پیروزی او واقع گردد.با این پیروزی نیک علاوه بر تجلی اقتدار و فرٌ ایزدی اهورامزدا،منافع مستمندان نیز با حراست از سیم و زر شهریور صیانت می یابد.

این جشن آتش‌های خانگی محسوب می‌شد. مردم در خانه‌ها آتش می‌افروختند و ستایش خداوند و شکر نعمت‌های او می‌گزاردند. در خانه‌ها اغلب میهمانی برپا کرده و خوراک‌های متنوع و ویژه تدارک می‌بینند و به مناسبت تغییر هوا شب هنگام در بام‌ها نیز آتش می‌افروزند اما متأسفانه بقایای این جشن نیز میان زرتشتیان فراموش شده و فقط برخی از خانواده‌های قدیم در کرمان به گونهٔ محدودی این جشن را برگزار می‌نمایند.در دوران اخیر زرتشتیان جشن شهریورگان را به عنوان روز پدر انتخاب کرده‌اند چرا که شهریور از امشاسپندان مردگونه؛ و به معنای شهریاری بر اراده و نفس است.

روشن نیست چرا شهریورگان از شمار جشن های آتش به شمار رفته. چه بسا که جشن محلی بوده مربوط به ایالتی از ایران که در گاه شماری آغاز ماه شهریور مصادف با آغاز زمستان می شده.ابوریحان بیرونی می گوید:((خورشید موبد گفته که از آذر جشن روز اول این ماه بود....و این عید از روزهایی است که مردم تخارستان آن را معمول می داشتند و این آتش را برای تغییری که در هوا پیدا شده که اول زمستان است می افروختند ولی در زمان اهل خراسان این عید را در آغاز پایز می گیرند و این روز روز مهر است که اول گهنبار پنجم است و آخر آن روز بهرام می باشد و در این روز خداوند جانوران را آفرید و نام آن را مدیا میریم (=مئیذ یائیریه Maidh - yairya  ــــ مید یارم ــ در دی ماه ــ شانزدهم تا بیستم) است.) آثار الباقیه ص ۲۸۹ـ۲۹۰

چه بسا که شهریورگان که آذر جشن نامیده می شد همان جشن آذرگان یا جشن ویژه آتش می باشد که در روز نهم از ماه آذر برگزار می شد. آن چه که ابوریحان درباره این جشن آورده آن است که معنی واژه شهریور دوستی و آرزوست و شهریور ایزدی می باشد موکل بر گوهرهای (فلزات) هفتگانه که طلا و نقره و دیگر فلزات است:((زادویه گفته است که این روز را آذر جشن می گویند و این روز برای آتش هایی که در خانه مردم است عید می باشد و این عید در قدیم آغاز زمستان بوده و در این عید آتش های بزرگ در خانه ها می افروختند و عبادت خداوند و ستایش او را زیاد می نمودند و برای صرف غذا و دیگر شادمانی ها به گرد هم جمع می آمدند و این آتش را برای رفع سرما و خشکی که در زمستان حادث می شود می افروختند و می گفتند انتشار حرارت چیزهایی را که برای نباتات زیان آور باشد دفع می کند.))

اما گردیزی (زین الاخبار ص ۲۴۳) گونه ای نوشته که آذر جشن و شهریورگان در همان آخر تابستان بوده نه آغاز زمستان:((این روز شهریورگان را آذر جشن گویند زیرا که او اندر آخر ایام تابستان است و او اول تغییر هوا بود و میل کردن آن به سردی و رغبت مردمان به آتش افروختن پیش خویش)).هرگاه سال خورشیدی درست و به هنگام خود باشد به هیچ وجه آخر تابستان و یا چهارم شهریور از لحاظ تغییر و دیگرگونی هوا ـــ موقعیتی نیست که میل به آتش افروختن در مردو بیدار شود بلکه این میل در اواخر پاییز یا همان جشن آذرگان باشد که به مناسبت عدم محاسبه کبیسه جا به جا شده باشد نمی توان به قاطعیت سخن گفت هر چند که کلام و اشاره ابوریحان بیرونی در تایید این نظر است.

چنانچه گذشت روز اول شهریور را ابوریحان به نقل از زادویه آذر جشن خوانده و روز چهارم را شهریورگان. در کتاب الازمنه و الامکنه تالیف امام ابو علی مرزوقی اصفهانی درگذشته به سال ۴۷۸ هجری به جای شهریور شهریر ــ آمده و فردوسی نیز همین گونه نقل کرده:

              ز شهریور بادی تو پیروزگر                            به نام بزرگی و فر و هنر

خلف تبریزی ذیل واژه شهریور اشاره کرده که:((....در این روز مغان جشن کننده و عید سازنند بنابر قاعده کلی که نزد ایشان معتبر است که چون نام روز با نام ماه موافق آید عید باید کرد و به سبب آنکه در این روز تولد داراب واقع شده بود جشن سازنده و عید کنند(برهان قاطع جلد سوم ــص ۱۳۱۶ ) )) و همانگونه که هرودت در تواریخ یاد کرده نزد ایرانیان برگزاری جشن تولد با آداب سور و سرور و تشریفات مرسوم بوده است.

و این اشاره فقط در کتاب مذکور آمده که انگیزه جشن تولد داراب بوده است. به هر حال در این روز زرتشتیان به معبد یا آتشکده رفته و مراسم ستایش و نیایش ویژه ای بر پا می کردند و در خانه و آتشکده چوب های خوشبو و اسپند و کندر می نهادند. هرگاه آذرجشن با آذرگان یعنی روز نهم آذر یکی باشد مراسم ویژه افروختن آتش های خانگی در آغاز زمستان یا اواخر پاییز از مراسم ویژه آن جشن بوده است. اما آنچه از متون بر می آید باید به دو آذر جشن قایل شویم که اولی یعنی آذر جشن مذکور فوق آذرجشن نخستین بود. این جشن آتش های خانگی محسوب می شد. مردم در خانه ها آتش می افروختند و ستایش خداوندی و شکر نعمت های او می گزارند. در خانه ها اغلب میهمانی برپا کرده و خوراک های متنوع و ویژه تدارک می بینند و به مناسبت تغییر هوا شبهنگام در بام ها نیز آتش می افروزند = آتش بوم - آتش به بوم می کنند اما متاسفانه بقایای این جشن نیز میان زرتشتیان فراموش شده و فقط برخی از خانواده های قدیم کرمان به ویژه به گونه محدودی این جشن را برگزار می نمایند.

در سطور گذشته اشاره شد که به موجب عدم محاسبه کبیسه ها امکان این که دو آذرجشن یکی باشد بعید به نظر نمی رسد. آذرجشن باید در آغاز زمستان یا اواخر پاییز برگزار شود. هرگاه تقویم درست باشد و کبیسه اجرا گردد آذرجشن در جای خود یعنی نهم ماه آذز یا اول دی ماه برگزار می گردد. اما اینکه ابوریحان آورده به نقل از گفته زادویه که از آذرجشن اول شهریور می بوده و یا چهارم آن هنگامی استکه به موجب عدم اجرای کبیسه نوروز و اعتدال ربیعی یعنی آغاز بهار و قرار گرفتن خورشید در برج حمل ــ در سال سیار بود و آغاز بهار یا بهار جشن = وهار جشن مصادف با اول آذرماه می شد. به همینجهت با توجه به آنکه آذر اول بهار محسوب می شد متوجه می شویم که اول شهریور آغاز زمستان بوده که آذرجشن را بر پا می کرده اند.

ز شهریورت باد،فتح و ظفر                           بزرگی و تخت و کلاه و کمر                       

           (فردوسی)                                                                

   منابع:

زرتشت چهره تابناک ایران زمین،تالیف:منصوره میر فتاح و تارنمای ویکی پدیا